دفتر لبخند فروشی
در عالم دلداری و دلبند فروشی
یک عده، دچارند به پابند فروشی
طعم خوش ول گردی ما را نچشیدند
آنان که دچارند به دربند فروشی
هرکس هوس لذت پرواز ندارد
باید بزند: بال، دو فروند، فروشی!!
یک عده اسیر کلماتَند، که ماتَند
یعنی که دچارند به پسوند فروشی
یک عده شده از لبشان قند سرازیر
انگار زدند از لبشان قندفروشی
یک عده ولی غوره َن انگار، که هستند
مشغول به الوند و دماوند فروشی
«المنه لله که در میکده باز است»
پس نیست نیازی به «زد و بند» فروشی
«سلطان ازل گنجِ غمِ عشق به ما داد»
با گنج غم عشق، چرا گَند فروشی؟!
حالا که شده گردش ایام به کامم
باید بزنم دفتر لبخند فروشی!!
#علی_اصغر_دلیلی_صالح
***