چهار دیواری بهاری
چهاردیواری بهاری
وقتی زمستان، چادر سرد و سفید خود را می پوشید و آهنگ رفتن می کرد، صدای پای بهار از لابلای سنگ فرش های شهر به گوش می رسید؛ و من لحظه شماری می کردم تا سال نو از راه برسد و ساعت تحویل سال را با خانواده در حرم امام هشتم-علیه السلام- جشن بگیریم.
امسال نیز مانند سالهای گذشته، صدای پای بهار را که شنیدم، خودم را آماده استقبال از بهار کردم. برای من، بهار همیشه از حرم امام رضا (ع) شروع می شد.
داشتم با خواهرم از بهار و ساعت تحویل سال و خاطرات سال های گذشته و صدای خاطره انگیز نقاره ی حرم می گفتم که گفت:
-امسال، ساعت تحویل سال، خانه ی خودمان می مانیم!
-گفتم: چرا؟
- گفت: چون حرم امام هشتم(ع) به خاطر جلوگیری از شیوع ویروس کرونا تعطیل است! حتی نماز جمعه را هم تعطیل کرده اند و حتی داخل حرم هیچ مُهر و فرشی نیست که نماز بخوانیم، همه را جمع کرده اند.
خیلی ناراحت شدم و با خودم فکر می کردم که مگر امام رضا(ع) نمی تواند این ویروس را از بین ببرد؟! مگر ما برای شفای بیمارانمان به حرم نمی رویم؟! مگر حرم امام رضا شفاخانه نیست!!! و ...
رفتم و گوشه ای از اتاقم نشستم و کتابم را باز کردم و به صفحات آن خیره شدم. کلمات کتاب، جلو چشمم رژه می رفتند و من به چیز دیگری فکر می کردم!
پدرم که آمد، مستقیم رفتم سر اصل مطلب و تمام سؤالاتی که برایم پیش آمده بود مطرح کردم!
پدرم گفت: عجله نکن پسرم! الان می آیم و جواب سؤالاتت را می دهم.
پدرم اهل مطالعه بود و همیشه سؤالاتم را با حوصله و عالمانه جواب می داد. دلم به خاطر سؤالاتی که در ذهنم ایجاد شده بود، شور می زد. تا امروز نشنیده بودم که حرم امام هشتم(ع) تعطیل شده باشد!
پدرم نشست و خیلی آرام گفت: پسرم! دنیا، دنیای اسباب و مُسبِّبات است؛ خداوند در این دنیا، کارهایش را با اسباب انجام میدهد.[1] خداوند متعال نمی خواهد که کارها، بدون اسبابش جریان پیدا کند. خداوند برای هر چیزی، اسباب قرار داده است. به زمین نیروی جاذبه داده، به آب خاصیت رفع تشنگی بخشیده و به آتش خاصیت سوزاندن داده. مُسبِّبالاسباب خداست و اوست که این سببها را میدهد و هر موقع اراده کند، میتواند این خاصیت را بگیرد. دستهای خدا بسته نیست. یهود میگویند که دست خدا بسته است؛[2] اما دستهای خودشان بسته است. خدای متعال، آتش را بر ابراهیم (ع) سرد میکند[3] و آب که سیّال است و باید فرو بریزد را برای حضرت موسی (ع) مانند کوه بر رویهم قرار می دهد.[4] خداوند خاصیت آب را از آب می گیرد و آب حالت سیّالیت َش را از دست می دهد. این اسباب، مؤمن و کافر هم ندارد؛ شمشیر بر ابیعبدالله(ع) اثر میگذارد، سَمّ بر امام حسن مجتبی (ع) بر امامرضا (ع) و بر امام حسن عسکری (ع) اثر می گذارد. امامان معصوم (ع) اگر بخواهند میتوانند جلوی اثر آن را بگیرند، اما نمیخواهند. خدای متعال اصرار دارد که مردم به اسباب توجه کنند و متوجه باشند که این اسباب در دست قدرت خداوند است؛ یعنی در اسباب نمانند و پشت پرده ی اسباب یعنی ملکوت اسباب را ببینند، ملکوت اسباب، خدای متعال است.
با ناراحتی گفتم: حرم را چرا تعطیل کرده اند بابا؟ خیلی از مردم برای اینکه حاجت بگیرند به حرم می روند؟! چرا چنین اهانتی کرده اند؟
گفت: اینکه حرم بسته شده، توهین به آن حضرت نیست، این قواعد عالم است. امام رضا (ع) دوست ندارد که تو فکر کنی قرار است قواعد عالم به هم بخورد؛ اگر قرار بود قواعد عالم به هم بخورد، امام رضا (ع) با سَمّ شهید نمیشدند. پس وقتی سَمّ روی بدن مبارک امام (ع) اثر میگذارد، ویروس میتواند روی در حرم آن حضرت هم اثر بگذارد و زائر را گرفتار کند. همانطور که هنگام رسیدن ناپاکی به حرم، باید محل را آب کشید و شست، در مقابل این ویروس هم، باید چنین رفتاری کرد. اسلام، دین عقلانیّت است. منتها اسلام میگوید نگاه مادّی صرف نداشته باش! بهداشت را رعایت کن و بسم الله بگو! بگو: خدایا! بلا را دفع کن! اگر تمام ماسکها را داشته باشی و تمام مواد شوینده را نیز مصرف کنی؛ بازهم نباید خود را مصون بدانی؛ ما از بلا ایمن نیستیم. به همین دلیل، ما از تولیت آستان قدس رضوی که به فکر آلوده نشدن حرم مطهر به ویروس خطرناک هستند، تشکر میکنیم.
دلم آرام شد و گفتم چه خوب که این کار را کرده اند و الّا خیلی از زائران، مبتلا به ویروس کرونا می شدند و با خاطره ی تلخی از مشهد می رفتند.
ساعت 14 بود و پدرم داشت اخبار نیمروزی را نگاه می کرد و گزارشگر از وضعیت پاساژها و مجتمع های تجاری شهر، شکایت می کرد و از مردم خواهش می کرد که در خانه هایشان بمانند!
-گفتم: بابا! چرا مجتمع های تجاری و پاساژها را مثل حرم نمی بندند و تعطیل نمی کنند؟ مگر پاساژها آلوده نمی شود؟ مگر فقط مکان های مذهبی آلوده به ویروس می شوند؟
- خواهرم گفت: چقدر سؤال می کنی!؟ بذار ببینیم تو کشور چند نفر مبتلا به کرونا شده اند! بعد از اخبار هر چی سؤال داشتی بپرس!
اخبار داشت آمار مبتلایان به کرونا را اعلام می کرد که از دیروز تعداد 700 نفر دیگر، به ویروس کووید 19(کرونا) مبتلا شده اند و از مردم خواهش می کرد که برای مهار کرونا، در خانه هایشان بمانند. هنوز سؤال تعطیلی مراکز تجاری در ذهنم بود که پدرم گفت:
بسیاری از این رفت و آمدها غیرضروری است و اینها نیز باید در شرایط فعلی کنسل شود و باید بین رفت و آمدهای ضروری و برنامه های غیرضروری تفاوت گذاشت. بسیاری از مردم به خاطر شغلشان یا کار آن روزشان، ناچارند از خانه بیرون بیایند؛ در حالی که برپایی اجتماعات مذهبی، حتی در شرایط مساعد، هیچ ضرورتی ندارد. قطعاً توصیه به خودداری از تشکیل اجتماعات و برپایی مجالس، با هدف محدود کردن چرخه ی انتقال ویروس در جامعه انجام می شود؛ همچنان که مدارس و دانشگاهها و حوزه های علمیه نیز با همین هدف تعطیل شده است؛ و امکان خانه نشین کردن همه مردم، عملاً وجود ندارد. به همین دلایل، توصیه صاحبنظران و دست اندرکاران مقابله با کرونا، خودداری از برپایی هرگونه اجتماع غیرضروری است؛ ما دغدغه ی تکلیف شرعی و اخلاقی مان را داریم، به ویژه وقتی پای جان انسانها در میان باشد و بسیاری از افراد چنین دغدغه ای ندارند متأسفانه! ما متدینین باید الگوی دیگران باشیم نه اینکه با کار غلط آنان، همراهی کنیم. رفتارهای ما به پای دین و دینداران و مسجدی ها و هیئتی ها نوشته می شود و وسیله ای برای هجمه به مقدسات و شعائر دینی می شود؛ در حالی که کار دیگران به پای خودشان نوشته می شود. به همین دلایل، اگر اجتماعات مذهبی توسط خود متدینین در شرایط فعلی لغو شود و شعائر مذهبی به محیط خانه و خانواده منتقل شود، هم به سلامت جسمی جامعه کمک می شود و هم به باورهای دینی جامعه!
کمی به پدرم حق دادم و صحبت هایش را پذیرفتم و تا حدودی قانع شدم! ولی با خودم فکر کردم اگر تمام نکات بهداشتی در مکان های مذهبی رعایت شود و مردم با فاصله از هم به زیارت بروند و به هم دست ندهند چه مشکلی دارد که مکان های مذهبی هم باز باشد و مجالس مذهبی برگزار شود؟!
خواستم بپرسم، احساس کردم پدرم ذهنش درگیر اخبار است و شاید دوست نداشته باشد بیشتر سؤال کنم. مادرم ناهار را کشیده بود و منتظر ما بود. ترسیدم که سؤالم را بعداً فراموش کنم، از فرصت استفاده کردم و پرسیدم.
پدرم که هنوز مشغول خوردن غذا نشده بود گفت: با توجه به محدود بودن امکانات از قبیل تب سنج یا ژل ضدعفونی کننده ی دست برای همه ی مراسمات و مجالس، هیچ تضمینی برای رعایت همه ی جوانب بهداشتی توسط برگزارکنندگان وجود ندارد و حتی با وجود پیش بینی های لازم از جهت بهداشتی، هیچ تضمینی برای شناسایی همه ی افراد بیمار حاضر در مجالس با توجه به پنهان بودن علائم تا دو هفته وجود ندارد و بر فرض تشخیص افراد مشکوک و امکان جلوگیری از حضور آنها، هیچ تضمینی برای جلوگیری از ترشحات دهانی افرادی که بیمار نیستند ولی ناقل هستند وجود ندارد. به همین دلایل، متخصّصان، اجماع دارند که تشکیل اجتماعات، احتمال سرایت کرونا را که قدرت سرایت بسیار بالاتری نسبت به بیماریهای مشابه دارد، به شدت افزایش می دهد. پس خوف ضرر، قطعی است و با خوف ضرر، روزه ی واجب هم حرام می شود چه رسد به کار مستحب!!
پاسخ های پدرم خیلی منطقی و دقیق بود. نمی توانستم ایراد منطقی بگیرم؛ ولی نمی دانم چرا دلم دنبال بهانه بود و دوست داشت هرجور هست باید مکان های زیارتی باز باشد! و گفتم: مگر مجلس اهل بیت(ع) با جاهای دیگر قابل مقایسه است؟ آیا مجلس اهل بیت(ع) خودش شفاخانه نیست؟
پدرم گفت: قطعاً مجالس شادی و عزای اهل بیت(ع)، دارای فضائل و برکاتی است که قابل انکار نیست و به همین خاطر در شرایط فعلی توصیه می شود که این مجالس را در محیط خانه و خانواده برپا کنیم تا از فضائل و برکات آن محروم نشویم و ثانیاً در آیات و روایات تاکید شده است که نظام آفرینش بر مدار اسباب و مسبّبات است و اراده خدا نیز از مجرای همین نظام آفرینش محقق می شود.
گفتم: پس دلیل این همه معجرات چه بوده؟
گفت: طبعاً معجزات، استثناست و جز در مواردی که حکمت الهی اقتضا کند، صورت نمی گیرد و گرنه خانه ی کعبه توسط سپاه یزید ویران نمی شد و ائمه(ع) با زهر مسموم نمی شدند و زائران حرم امام هشتم(ع) در انفجار حرم، تکه تکه نمی شدند و قرار نیست دعا و توسل، جای دارو و درمان را بگیرد. همچنان که اهل بیت(ع) در عین سفارش به ذکر و دعا، بر مراقبت از سلامت بدن و مراجعه به طبیبان هنگام بیماری را تاکید کرده اند. در روایت است که اگر کسی بیماری خود را از طبیبان پنهان کرد، به بدن خویش خیانت کرده است. به همین دلایل، نمی توانیم به بهانه ی توسل به اهل بیت(ع) و با استناد به معجزاتِ مجالس اهل بیت(ع)، نسبت به سلامت خود و سایر دوستان اهل بیت(ع)، سهل انگاری کنیم.
پدر مشغول خوردن ناهار شد و من هم در جستجوی پاسخ سؤالاتم و رفع هر گونه شبهه ای در ذهنم؛ دوباره به گذشته رفتم. نَفَس بهار، ریه هایم را پر کرده بود و پنجره ی نیمه باز اتاق، سلام فروردین را برایم می آورد. و پرستوی ذهنم، در آسمان خاطراتم پرواز می کرد و بر شاخه های شکوفه دار بهار، لانه می ساخت و دور از هر دغدغه ای، پرده ی زمان را می درید و به دور دست ها می رفت و باز می گشت و برایم خاطرات کهنه را تازه می کرد. دنبال فرصت بودم تا از پدرم سؤال دیگری بپرسم. در روایتی خوانده بودم که هرگاه بیمار شدید، به قم مراجعه کنید؛ و الان «قم» مرکز بیماری شده است! و این تناقض ذهنم را درگیر کرده بود.
پدرم در تأیید صحبت من گفت: بله؛ امام صادق علیه السلام می فرمایند:« إِذَا عَمَّتِ الْبُلْدَانَ الْفِتَنُ فَعَلَيْكُمْ بِقُمَّ وَ حَوَالَيْهَا وَ نَوَاحِيهَا فَإِنَّ الْبَلَاءَ مَدْفُوعٌ عَنْهَا»[5] ( هنگامى كه فتنه ها همه ی شهرها را فرا گرفت، به شهر قم و اطراف آن رو آوريد، زيرا گرفتارى از قم دفع شده است.) در جواب این شبهه باید گفت: منظور از کلمه ی «فتنه و بلا» که در این قبیل روایات به کار برده شده است؛ فتنه های اعتقادی و بلاهای دینی است و این معنا برای فتنه و بلا در قرآن و روایات آمده است و در قرآن مجید، خداوند از اموال و فرزندان به «فتنه» تعبیر کرده است:« إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظيمٌ» (همانا اموال وفرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند و اجر عظیم، فقط در نزد خداوند است) و «فتنه» به گرفتاری هایی که جنبه ی آزمایش دارد، اطلاق شده است. در فرهنگ لغت و قرآن نیز، «بلا» به معنی آزمایش آمده است: «بلا الرجل»[6] یعنی «آن مرد را آزمایش و امتحان کرد» و در قرآن در مورد حضرت ابراهیم آمده است که: «إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ»[7] (به درستی که این امتحان بزرگی است) و در جایی دیگر آمده است: «وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً»[8] (و برای اینکه مؤمنین را به آزمایش نیکویی امتحان نماید). در برخی از روایات، مردم قم را دارای مشکلات و تنگناهای دنیوی معرفی میکند. مثلا در روایتی امام هادی(ع) درباره مردم قم میفرمایند: «يَجْرِي عَلَيْهِمُ الْغَمُّ وَ الْهَمُّ وَ الْأَحْزَانُ وَ الْمَكَارِهُ»[9]( غم و گرفتاری و ناراحتی و ناخوشی بر آنها جاری میشود) و حضرت معصومه (س) در مدت اقامتشان در قم، مریض بودند و با همان مریضی از دنیا رفتند.
پدرم خیلی مستند جواب می داد و من نمی توانستم پاسخی بر رد اینها داشته باشم و طبیعتاً باید می پذیرفتم. گاهی از بعضی ها -که بی توجه به مسائل بهداشتی هستند- می شنیدم که می گفتند: «مرگ دست خداست و ما چه بهداشت را رعایت کنیم چه نکنیم! اگر قرار باشد بمیریم میمیریم و گرنه نه؟» این سؤال را که از پدرم پرسیدم؛ خواهرم که گفتگوی ما قدری برایش جالب شده بود آمد جلوتر تا او هم در این گفتگو شریک شود.
پدرم گفت: در حديث معروفى آمده است كه: امام علی(ع) در زير ديوار كجى نشسته بود؛ هنگامى كه چشمش به وضع ديوار افتاد از زير آن ديوار بلند شد و در جاى امنى نشست. كسى عرض كرد: « آیا از قضاى الهى فرار مى كنى؟»[10](یعنی اگر بنا باشد که صدمه ای به تو برسد، می رسد) امام (ع) فرمود: « من از قضاى الهى به قدر الهى فرار مى كنم». این نکته اشاره به اين دارد كه قضاى الهى در اينجا مشروط به اين است كه من در زير اين ديوار بمانم ولى قدر و اندازه گيرى ها به من مى گويند: نمان! در واقع اين يك قضاى مشروط بود كه امام -عليه السلام- با تقدير دادن شرط، آن قضا را منتفى كرد. و همچنین طبق آیه 11 رعد: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» تغییر سرنوشت به دست خود ماست؛ یعنی یک فرد مؤمن، باید اینگونه باشد. به حکمِ عقل، ازخود مراقبت کند و در زندگی، امور خود را با تدبیر پیش ببرد و درعین حال، تدبیرش را به تقدیر الهی گره بزند و در هرحال به خدای متعال تکیه و توکّل کند.
گفتم: پدر! آیا در تقابل دین و علم، دین شکست می خورد یا علم؟ و اگر علم شکست می خورد و دین پیروز می شود؛ چرا الان –به خاطر این بیماری واگیردار- دین در برابر علم شکست خورده و تمام مراکز دینی تعطیل شده است؟
پدر خیلی جدی و محکم گفت: در اسلام، به قدری علم ارزش دارد که هزاران رکعت نماز عابد، برابر یک رکعت نماز عالم است و در قرآن، سوره ای به نام «قلم» داریم و کتاب مقدس مسلمانان از نوع خواندنی (قرآن) است و اولین باب کتابهای حدیثی، کتاب «العقل» است و پیامبر(ص) می فرمایند: علم را حتی از چین(دورترین نقطه و منطقه ی کفار) یاد بگیرید و فرمودند: «اطلبوالعلم من المَهد الی الَحَد» و «طلب العلم فریضه علی کل مسلم ومسلمه»[11] خود دین، در خصوص رعایت نکات بهداشتی، بیشترین دستورات را دارد مثل: شستن دست، وضو، غسل، طهارت و... و در سیره اهل بیت(ع) نیز رعایت می شده است و از مهمترین دستورات دینی، دفع ضرر جسمانی است و حفظ سلامتی ست؛ لذا خود قرآن، روزه را وقتی ضرر دارد حرام می کند. لذا ما بین تعطیلی مراکز دینی برای حفظ سلامتی و دین، تعارضی نمی بینیم! چون این تعطیل کردن، خودش یک دستور دینی است.
وقتی پدرم صحبت می کرد من و همچنین خواهرم، به صحبت های پدر دقیق می شدیم و اگر در خلال صحبت ها، پرسش دیگری به ذهنمان می رسید، بعد از صحبت های پدر مطرح می کردیم و معمولاً من سؤال می کردم و خواهرم فقط گفتگوی ما را تماشا می کرد و گوش می داد!
بعد از صحبت ها و گفت و شنودهای طولانی، به خاطر اینکه ببینم حرف دل پدرم درباره ی وضعیّت پیش آمده و ویروس کرونا چیست؟ و وضعیّت ساعت تحویل امسالمان چطور می شود، پرسیدم: بالاخره ما در قبال این ویروس باید چکار کنیم؟
گفت: از سنت های الهی و واقعیت های این عالم، وجود فقر و غنا و سلامتی و مرض است؛ لذا در شرایط کنونی، برای رسیدن به آرامش، باید زندگی را استوار کنیم بر پایه ی توکل بر خدا، استغفار، دعا و نیز رعایت توصیه های دینی که مبتنی بر بهداشت فردی و عمومی است.
داشتم با خودم به خانه ماندن در بهار فکر می کردم و به اینکه چگونه این بهار را در چهاردیواری خانه سپری کنیم بدون آنکه از بوی دل انگیز بهار بی نصیب باشیم؟! و دلم برای آسمان تنگ شد! در همین احوال بودم که خواهرم گفت: چرا خدا و امامان(ع) ما را شفا نمی دهند؟
پدرم که بعد از کلّی گفتگو انتظار چنین سؤالی را نداشت گفت: اصل، عدم شفای ظاهری است مگر دلیلی مثل هدایت خلق در مطلب نهفته باشد. مثلاً حضرت عیسی در کلّ عمر شریف خود، طبق ادعای کتاب مقدس و روایات، دو نفر را شفا داده نه همه خلق را و اهل بیت(ع) درمعرض بیماری ها بودند و بیمار هم شدند و به بیماری هم از دنیا رفتند مثل اثر سَمّ در آنها؛ و کار اهل بیت(ع) هدایت است نه از بین بردن قوانین عالم طبیعت که خداوند قرار داده و جزو سنت های الهی است: «فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا»[12] (و سنت خدا را هرگز مبدّل نخواهی یافت و طریقه حق (و سنّت الهی) را هرگز تغییر پذیر نخواهی یافت.) رعایت اصول بهداشتی و بیماری و مرگ هم جزو گفتارها و تاکیدات قرآن و اهل بیت(ع) است یعنی هم در مورد نظافت از آنها مطلب داریم مثل:« نظافت از ایمان است» و هم در مورد اصل وجود مریضی در عالم مطلب داریم که قرآن کریم می فرماید:« وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ»[13]( و حتما شما را به اندکی از ترس و گرسنگی و کاهشی از مال ها و جان ها و محصولات (درختان یا ثمرات زندگی از زن و فرزند) آزمایش خواهیم نمود و شکیبایان را مژده ده) و هم در مورد مرگ مطلب داریم:« كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ»[14](هر نفسی، مرگ را خواهد چشید) و همه اینها جزو مقدرات عالم طبیعت است و هیچ پیامبری و امامی برای از بین بردن قوانین عالم، مبعوث نشده است؛ بلکه برای عدالت آمده است و عدالت، قرار گرفتن هرچیزی سر جای خودش است. و این نکته را هم نباید از یاد ببریم که تقدس مکان و زمان و فرد به ارتباط آن مکان و زمان و فرد به عالم ملکوت و منور بودن او به نور هدایت الهی و فیض روح القدس است گرچه هیچ مریضی را شفا ندهد و خودش مریض و فقیر و شکست خورده باشد مثل حضرت ایوب پیامبر و... وحضرت سجاد -علیه السلام- در برخی از ایام؛ و بدون تردید، ایجاد معجزه و کرامت، صرفاً برای هدایت خلق در بعضی از زمان ها و بعضی از مکان ها و برای بعضی از افراد الهی در طول زمان گزارش شده است که دلیل بر اتباط این افراد با عالمی ورای این عالم و قوانینی جدای این عالم دارد.
گفتگوی ما به جاهای باریک علمی کشیده شده بود و من خشنود از این همه پاسخی که دریافت کرده بودم و پدر، خشنود از اینکه توانسته بود رضایت ما را از این گفتگو جلب کند. خانه ی ما تبدیل شده بود به یک محفل علمی یا کرسی آزاد اندیشی! خیلی دوست داشتم گفتگو را ادامه بدهم . البته نمی خواستم پدر را خسته کنم ولی خیلی دوست داشتم پاسخ تمام سؤالاتم را بگیرم. آخرین سؤالم را پرسیدم و گفتم: نقش دعا در از بین بردن بلاها چیست؟
پدر با تمام خستگی هایش گفت: خداوند برای از بین بردن بلاها، آسایش بعد از گرفتاری را وعده داده است و انسان را نیز در از بین بردن این بلاها تشویق کرده و از او خواسته، خود را در معرض گرفتاری ها قرار ندهد و راهکار مقابله پیدا کند مانند:« وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ»[15]( خود را به هلاکت نیندازید) و یکی از راههای مقابله با مشکلات را دعا کردن و توکّل کردن به خداوند قرار داده است که هم می تواند باعث آرامش قلب و هم رفع مشکل گردد. البته دعا کردن فقط زبانی نیست، بلکه باید انسان در قلب و عمل نیز دنبال دعا و خواسته باشد و الّا به نتیجه ی دعا نخواهد رسید. به قول شاعر:
چون شُعیبی کو که تا او از دعا بحر کشتی خاک سازد کوه را
از نیاز و اعتقادِ آن خلیل گشت ممکن امر صعب و مستحیل[16]
خداوند می فرماید: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ»[17](بگو: اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمىكند.) و همچنین می فرماید:« وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»[18]( و هنگامی که بندگان من، از تو در باره ی من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا میخواند، پاسخ میگویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)). امام علی -علیه السلام- هم می فرمایند: «الدعاء مفاتیح الجنان و مقالید الفلاح»[19](دعا کلیدهای بهشت و گردنبند رستگاری است). همچنین تأثیر دعا تا آنجاست که حضرت امام رضا به نقل از امام سجاد-علیهما السلام- می فرمایند: «إِنَّ اَلدُّعَاءَ وَ اَلْبَلاَءَ لَيَتَرَافَقَانِ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ إِنَّ اَلدُّعَاءَ لَيَرُدُّ اَلْبَلاَءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً»[20](همانا دعا و بلاء تا روز قيامت با هم رفاقت دارند، و همانا بلایی را كه به طور قطع حتمی شده باشد، دعا بر می گرداند.) لذا توصیه به دعا و تأثیر آن در از بین رفتن گرفتاری ها، جزو مسلَّمات آیات و روایات است.
گفتم: پس چرا خیلی از دعاهای ما مستجاب نمی شوند؟
پدر گفت: اولاً همه ی دعاها مستجاب است!
تعجب کردم و گفتم: چطور؟ خیلی از دعاهای خود من مستجاب نشده است؟
پدر که انگار انتظار چنین سؤالی را از من داشت گفت: البته معنی استجابت یعنی نزدیکی و قُرب به خداوند و باز شدن دری از درهای رحمت پروردگار! لذا هرگاه انسان واقعاً دعا کند، یک قدم به رحمت خداوند نزدیک شده است؛ لذا همه ی دعاها از اجابت برخوردار است اما اینکه عین همان خواسته چرا داده نشده است، عواملی دارد! از جمله اینکه اگر خداوند، همه ی مشکلات را بردارد، بندگان به طغیان فرو می روند و البته برخی دعاها خلاف عالم طبیعت است مثل اینکه کسی دعا کند اصلا نمیرد یا اصلا گرسنه نشود و ...
داشتم با خودم فکر می کردم که چرا خیلی از دعاهای مردم مستجاب نمی شوند؟ آیا همه، خلاف عالم طبیعت است؟ همه ی مردم با استجابت دعا سرکش می شوند؟ و ...
پدرم که احساس کرد در بحث استجابت دعا مقداری مکث کرده ام و سؤالات دیگری ممکن است در ذهنم باشد، ادامه داد: در روایات، عواملی را برای برآورده نشدن حاجت بیان می کنند که خیلی خلاصه می گویم: نشناختن جهت و راه دعا و ترک حمد الهی یا دعای طلب کارانه؛ وفا نکردن عهد خداوند؛ رعایت نکردن اوقات دعا؛ شرک در دعا؛ ترک صلوات بر پیامبر(ص)؛ نیت آلوده؛ سنگ دلی؛ گناهان زیاد؛ نا امیدی از رحمت الهی؛ اصرار نکردن و تضرع و زاری نکردن و ... و سعی کن هیچ وقت خودت را از دعا کردن محروم نکنی!
مادرم که فقط گفتگوی ما را تماشا می کرد و شاهد طولانی شدن بحث ما بود؛ به خاطر اینکه قاطی بحث ما شود گفت: امسال هم همان دعاهایی را که هرساله در حرم امام رضا (ع) از خداوند می خواستیم، باز هم کنار هم خواهیم داشت، اما داخل خانه!
گفتم: قبول مامان! امسال هیچ جا نمی رویم و خانه ی خودمان می مانیم و از خدا و امام هشتم(ع) می خواهیم که بلای ویروس را از سر جامعه و جهان کم کند.
پدرم که دیگر تصمیم گرفته بود گفتگو را تمام کند گفت: نکته آخر اینکه اگر کسی قدرت و حکمت و لطف بی نهایت خداوند را قبول دارد، تمام رنج ها را در راستای خواست او زیبا می بیند مثل حضرت زینب(س) که فرمودند: همه ی کربلا را زیبا دیدم! یعنی تمام بلاهای وارد آمده در روز عاشورا را زیبا می بیند و وظیفه خود -اعم از تلاش و کوشش برای رفع مشکل- را انجام می دهد و از خداوند کمک می گیرد و دعا و تضرع می کند، امّا نتیجه را به خداوند واگذار می کند؛ چون قدرت مطلق و حکمت کامل و خیر محض، اوست و آنچه مقدر کرده، حتما نیکوست چنانکه می فرماید: «وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»[21]( لیکن چه بسیار شود که چیزی را مکروه شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده، و چه بسیار شود چیزی را دوست دارید و در واقع شرّ و فساد شما در آن است، و خدا (به مصالح امور) داناست و شما نادانید.) البته این را هم بدانید که توکّل بعد از ایمان و تسلیم معنا می دهد چنانکه در قرآن آمده است: «وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ»[22]( و موسی گفت که: ای قوم من! شما اگر به حقیقت، ایمان به خدا آورده و اگر به راستی تسلیم فرمان او هستید بر او توکّل کنید.) و الّا کسی که خدا را قبول ندارد نه دعا می کند و نه توکل می کند و نه رضایت دارد!
پدرم دستهایش را به سمت آسمان بلند کرد و ما نیز همچنان کردیم و خواندیم: «رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ.»[23]( پروردگارا، و آنچه تاب آن نداريم بر ما تحميل مكن؛ و از ما درگذر؛ و ما را ببخشاى و بر ما رحمت آور؛ سرور ما تويى؛ پس ما را بر گروه كافران پيروز كن.)
نَفَس بهار، درختان را به پای کوبی واداشته بود و شاخه های درختان، مناجات بهاری را آغاز کرده بودند و من مسیر اتاقم را گرفتم تا با حصار خویشتن، و درددلی با امام هشتم- علیه السلام- از پنجره ی اتاقم، همپای شاخه های درختان و مناجات بهاری، #کرونا_را_شکست_دهیم! ان شاءالله!
نویسنده: علی اصغر دلیلی صالح
پژوهشگر: علی ابهری
[1] . «أَبَیَ اللّهُ أَنْ یُجْرِیَ الأُمُورَ اِلاّ بِأَسْبابِها» (اصول کافی/۱/۱۸۳/۷)
[2] . «وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَه غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ» (مائده-۶۴)
[3] . «قُلْنا یا نارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِیمَ»(انبیاء-۶۹)
[4] . «کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ» (شعرا-۶۳)
[5] . بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج57، ص: 214
[6] . فرهنگ ابجدی/ص191
[7] . صافات/106
[8] . انفال/17
[9] . الاختصاص/ص101
[10] . توحید صدوق، ص۳۳۷
[11] . منتخب میزان الحکمة : ۳۹۸
[12] . فاطر،43
[13] . بقره،155
[14] . عنکبوت. 57
[15] . بقره،195
[16] . مولانا جلال الدین محمد بلخی
[17] . فرقان،77
[18] . بقره،186
[19] . بحارالانوار، ج 93، ص 341
[20] . اصول کافی / ترجمه مصطفوی ؛ ج 4 , ص 215
[21] . بقره، 216
[22] . یونس، 84
[23] . بقره. 286