مناجات
اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ
اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِير
اللَّهُمَّ أَشْبِعْ كُلَّ جَائِعٍ
اللَّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيَانٍ
اللَّهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدِينٍ
اللَّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ
اللَّهُمَّ أَصْلِحْ كُلَّ فَاسِدٍ مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِينَ
اللَّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ
اللَّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنَا بِغِنَاكَ
اللَّهُمَّ غَيِّرْ سُوءَ حَالِنَا بِحُسْنِ حَالِكَ
***
بارالها! با نگاهی، شادمان کن رفتگان را
از دل پردردشان، بردار اندوه گران را
ما فقیرانیم و دریاهای استغناست کویت
بی نیاز از غیر کن پروردگارا! ناتوان را
بی تو بی برگی ست ما را، بی تو عریانی ست ما را
ای تمام ما! بیا سرشار جان کن استخوان را
ما _بدهکاران خود_ را وارهان از خویش، یارب!
بر دل ما باز کن دروازه ی باغ جنان را
بر دل اندوهناک و خسته ی دلخسته گانت
هدیه کن پروردگارا! خنده ی رنگین کمان را
دور اگر افتاده ایم از مهربانی هاست دیری
از تو می خواهیم در غربت، وصال جاودان را
دام خودخواهی ست، دام خودپرستی هاست ما را
ما اسیران خودیم، آزاد کن از خویش جان را
آیه های آشتی هستی و صبح صلح و مهرانگیز داری
با زمینی ها بیا و آشتی ده آسمان را
درد ها را، رنج ها را، جمله دارویی، دوایی
یک جهان دردیم ما، کوتاه کن این داستان را
با غَنای خویش دلهای فقیران را غنی کن
بی نیاز از بستگان کن، جمله ی وارستگان را
حُسنِ بی پایانی و تقدیم کن بدحال ها را
حالِ حُسن ساحل دریای ناپیدا کران را...
#علی_اصغر_دلیلی_صالح